فن بیانمقالات

معرفی خود به دیگران

چگونه خود را به دیگران معرفی کنیم؟

فن بیان یکی از مهارت های فردی و یکی از ابزارهای مهم و قدرتمند در ارتباطات و موفقیت به شمار می‏‌‏آید. یکی از اصول فن‌بیان و ارتباطات این است که ما بتوانیم خودمان را خوب معرفی‏‌کنیم، بنابراین ما هم اولین مهارتی که به آن اشاره می‌کنیم، نحوه معرفی خودمان است اینکه کی هستیم؟ چه کار می کنیم؟ و یا چه کاره هستیم؟

ضمیر ناخودآگاه ما انسانها در اولین لحظه ملاقات با هر فردی در زمان بسیار کوتاهی ظرف ده ثانیه شروع به قضاوت فرد مقابل می کند؛ نوع پوشش، نحوه عملکرد، شیوه رفتار، نوع صحبت و موارد زیاد دیگری را بررسی کرده و تصمیم می‌گیرد که با این فرد چگونه رفتار کند؛ آیا فرد مقابل انسان ارزشمندی است یا خیر؟ آیا جایگاه خاصی برای او قائل شوم یا خیر؟ آیا ارزش دارد زمانم را به او اختصاص دهم یا خیر؟ و سوالات دیگری که در زمان بسیار کوتاه با تحلیل فرد مقابل به آنها پاسخ می دهد.

در نتیجه با معرفی حرفه‏ای خودمان می توانیم اعتبار سازی کنیم و قبل از آن که ضمیر ناخودآگاه فرد مقابل شروع به قضاوت کند، ما جایگاه ویژه‌ای برای خودمان در ذهن او بسازیم.

ما اگر بتوانیم خودمان را خوب معرفی کنیم، می‏توانیم ارتباطات بهتری با دیگران برقرار کنیم. نحوه معرفی ما در هر زمان و هر مکانی و برای هر گروهی از مخاطبین در موقعیت های مختلف ممکن است متفاوت باشد.

پیش نیازهای یک معرفی خوب

  • نکته اول اینکه، درصد قابل توجهی از نحوه معرفی ما به این عامل بستگی دارد که بدانیم مخاطبان ما چه کسانی هستند و از ما چه انتظاری دارند یا به چه اطلاعاتی از ما نیاز دارند و ما دوست داریم.

به طور مثال شیوه معرفی ما در یک سمینار آموزشی با شیوه معرفی ما در جلسه دیدار با اولیاء مدرسه فرزندمان با هم متفاوت است؛ اطلاعاتی که در این دو موقعیت بیان می‌کنیم، یکسان نیستند.

اگر در موقعیت های جدیدی قرار گرفتیم و نمی دانیم که در معرفی خود از کدام روش پیروی کنیم، در این حالت بهترین راهکار این است که به این موضوع فکر کنید که مخاطبان به چه اطلاعاتی از ما نیاز دارند.

  • نکته دومی که باید در نظر بگیریم این است که چقدر از زمان خود را صرف معرفی نماییم. به طور مثال آیا در موقعیتی که کلاً ۵ دقیقه فرصت برای صحبت یا سخنرانی داریم، اختصاص ۳ دقیقه از آن برای معرفی خودمان کار درستی است؟ یا اینکه باید زمان سنجی کنیم و در نظر داشته باشیم که چقدر از زمان را می‏خواهیم صرف معرفی نماییم.
  • و نکته آخر اینکه هدف از این معرفی را برای خودمان مشخص‏کنیم. هدف از معرفی یعنی اینکه مخاطب چه اطلاعاتی از ما بداند تا هم کافی باشد و جایگاه خوبی در ذهن او بسازیم و هم زیاد از حد و نامربوط نباشد تا جایگاهمان را تضعیف نکند، با این کار مسیر معرفی برای ما روشن تر است و معرفی مان متناسب با هر موقعیت متفاوت می‌شود .

چطور یک معرفی قدرتمند داشته باشیم؟

روشها و تکنیک‏های مختلفی برای معرفی وجود دارد که در اینجا یکی از قدرتمند ترین و البته ساده ترین روش ها را به شما معرفی می کنیم:

فرمول قالب کچا

برای ساختن یک معرفی اثر گذار تنها کافی است قدم های زیر را گام به گام برداریم و به سوالات پاسخ دهیم و در نهایت جواب ها را در کنار هم قرار دهیم و الگوی معرفی خود را بسازیم.

یکی از روش های معرفی خودمان به دیگران استفاده از فرمول یا قالب «کچا» هست.

  • حرف اول کچا یعنی «ک» به معنی کی هستم.
  • حرف دوم کچا یعنی «چ» به معنی چه کاره هستم.
  • حرف سوم کچا یعنی «الف» به معنی هدفم چیه.

گام اول: من کی هستم.

اولین قدم در معرفی خود، بیان نام است. بسته به اینکه رابطه ما با مخاطب چقدر رسمی یا دوستانه است نام یا نام خانوادگی یا هر دوی آنها را بیان می کنیم.

به طور مثال من در جمع‏های دوستانه خود را «بیژن» و در سخنرانی‌های رسمی برای ارگانها و سازمانها «جعفری» و در کارگاه ها و سمینارهای آموزشی «بیژن جعفری» معرفی می کنم.

این روش ساده همچنین به ما کمک می‌کند تا حد و مرز هایمان را در هر ارتباطی مشخص کنیم، زمانی که شما خودتان را با نام کوچک معرفی می‏کنید، یعنی تمایل دارید تا روابط دوستانه و صمیمی داشته باشید و زمانی که صرفاً نام خانوادگی خود را بیان می‌کنید یعنی انتظارتان از این رابطه رسمی بودن است. اگر هم نام و هم نام خانوادگی تان را بیان کنید یعنی توقع دارید در این رابطه همچنانکه احترم‏ها پابرجاست کمی شوخی و صمیمیت چاشنی آنها باشد.

 گام دوم: چه کاره هستم.

در این گام به نقش حال حاضر خود در ارتباط با مخاطب اشاره می کنیم. به طور مثال «من مدرس فن بیان و سخنرانی و مهارتهای فردی هستم» و در شروع کلاس ها و دوره های آموزشی، خود را با این عنوان معرفی می کنم.

حال فرض کنید قرار است برای پیگیری وضعیت تحصیلی فرزندم به مدرسه بروم. آیا در این لحظه من برای معرفی خودم به مدیر مدرسه باید به شغلم اشاره کنم؟ آیا باید از دستاوردها و کتاب‌هایم در معرفی خودم استفاده کنم؟ مطمئنماً هیچ فردی چنین کار اشتباهی را انجام نمی‌دهد. در این موقعیت ما به نقش خودمان در این رابطه اشاره می کنیم. به این موضوع می اندیشیم که فرد مقابل که در این مثال مدیر مدرسه است به چه اطلاعاتی از ما نیاز دارد تا رابطه بهتری با او شکل دهیم. پس اگر قرار باشد من به مدرسه فرزندم مراجعه کنم، بهتر است خودم را اینگونه معرفی کنم: «من جعفری هستم. پدر مهسا جعفری» این تنها اطلاعاتی است که برای برقراری ارتباط با مدیر مدرسه نیاز دارم. همین که مدیر مدرسه بداند من چه کسی هستم کافی است، زیرا بعد از آنکه فهمید من پدر چه کسی هستم جایگاه من در ذهن او شکل می گیرد و می توانیم به ادامه صحبت بپردازیم.

گام سوم: چه هدفی دارم.

در گام آخر به این موضوع می پردازیم که شغل یا فعالیت ما چه کمکی به دیگران می کند. این قسمت از معرفی تاثیرگذار و مهم است. پس بایستی برای آن زمان صرف کنیم تا عباراتی اثرگذار و کلماتی زیبا برای آنها انتخاب کنیم. لطفاً دقیقاً از عبارت «به افراد و سازمان ها کمک می کنم که…» استفاده کنید چرا که بار معنایی آن به اعتبار و جایگاه سازمانی شما کمک می کند.

به طور مثال من در این قسمت از معرفی خود می گویم «به افراد کمک می کنم تا حس و حالشون خوب باشه و بتوانند توی زندگی و کارشون به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنند.»

پس طبق قالب کچا:

  • من کی هستم؟ «من بیژن جعفری هستم.»
  • چه کار می کنم؟ «مدرس فن بیان و سخنرانی و مهارتهای فردی هستم و کارم آموزش است.»
  • هدفم چیه؟ «از طریق آموزش حس و حال آدم ها را خوب کنم تا توی زندگی و کارشون به موفقیت بیشتری دست پیدا کنند.»

خوب حالا در نهایت جواب های هر سه گام را در کنار هم قرار می‏دهیم. به طور مثال من به این شکل خود را معرفی می کنم که: «من بیژن جعفری هستم. مدرس فن بیان و سخنرانی و مهارتهای فردی و کارم آموزش است. که از طریق آموزش حس و حال آدم ها را خوب می کنم تا توی زندگی و کارشون به موفقیت بیشتری دست پیدا کنند.»

 با این قالب و چارچوب می‌توانیم توضیحات بیشتری هم بدهیم. به طور مثال من به این شکل خود را معرفی می کنم که: «به نام خدا سلام خدمت شما دوستان ارزشمندم من بیژن جعفری مدرس فن بیان و سخنرانی و مهارت های فردی از مجموعه حرف سبز هستم که همیشه سعی می‌کنم با آموزش های خود به انسانها کمک کنم تا حس و حالشون خوب باشه و بتوانند توی زندگی و کارشون به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنند.»

در پایان باید به چند نکته توجه داشته باشیم:

اول اینکه در معرفی خود بزرگنمایی نکنیم. شاید فکر کنید بد نباشد که در معرفی اولیه خود کمی بزرگنمایی کنید تا جایگاه بهتری در ذهن مخاطب برای خود بسازید. اما اگر کمی آینده‌نگری کنید، هرگز چنین کاری نخواهد کرد چرا که می توان حدس زد که اگر مخاطب شما کمی جلوتر مغایرتی بین گفته‌های شما و واقعیت ببیند دیگر هیچ جایگاهی در ذهن او نخواهید داشت.

نکته بعدی اینکه از ارائه اطلاعات بیش از اندازه خودداری کنیم و مخاطب را با اطلاعات بیهوده بمباران نکنیم.

برای اینکه با معرفی در موقعیت های مختلف بیشتر آشنا شوید. در ادامه به نمونه‌هایی از معرفی خودم در شرایط متفاوت اشاره می کنم:

  • در شروع کارگاه ها و سمینارهای آموزشی، خود را اینگونه معرفی می کنم: «من بیژن جعفری هستم. مدرس فن بیان و سخنرانی و مهارتهای فردی و کارم آموزش است. که از طریق آموزش حس و حال آدم ها را خوب می کنم تا توی زندگی و کارشون به موفقیت بیشتری دست پیدا کنند.»
  • در شروع سخنرانی در جمع اساتید دانشگاه و فرهنگیان، خود را اینگونه معرفی می کنم: «من جعفری هستم. نویسنده کتاب خداحافظی با اهمال کاری و کارم تحقیق و پژوهش در حوزه مهارت‌های فردی است.»
  • در هنگام مراجعه به مدرسه دخترم، خود را اینگونه معرفی می کنم: «من جعفری هستم. پدر مهسا جعفری کلاس سوم ابتدایی.»
  • در هنگام ارتباط با یکی از همسایه ها، خود را اینگونه معرفی می کنم: «من جعفری هستم. همسایه طبقه بالایی شما.»
  • در هنگام ارتباط با اقدام دور در یک مهمانی، خود را اینگونه معرفی می کنم: «من بیژن هستم. پسر فلانی، نوه فلانی.»

همانطور که دیدید نحوه معرفی ما در جاهای مختلف میتونه متفاوت باشه خوب حالا که یاد گرفتیم خودمان را چطور معرفی کنیم باید بتوانیم ارتباط خوبی با مخاطب و یا مخاطبین مان هم برقرار کنیم تا آنها ما را بهتر بپذیرند و با اشتیاق بیشتری به حرف های ما گوش بدهند و صحبت های ما برای آنها دلنشین تر و جذاب تر باشد.

دانلود PDF این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 3 =

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید